محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
4550
تاريخ الطبرى ( فارسي )
و ميان خودت و او و يارانش جنگ انداز . گويد : پس على بن كرمانى وارد شد و جنگ انداخت ، آنگاه ابو مسلم ، ابو - على ، شبل بن طهمان نقيب ، را با سپاهى فرستاد كه وارد حصار شدند ، على در قصر بخاراخذاه جاى گرفت و كس پيش ابو مسلم فرستادند كه بيا ، ابو مسلم از خندق ماخوان بيامد ، اسيد بن عبد الله خزاعى بر مقدمهء وى بود ، مالك بن هيثم خزاعى بر پهلوى راست وى بود ، قاسم بن مجاشع تميمى بر پهلوى چپ وى بود . بدين سان وارد حصار شد دو گروه به نبرد بودند ، بگفت تا دست بدارند و اين آيه را از كتاب خداى مىخواند : « * ( وَدَخَلَ الْمَدِينَةَ عَلى حِينِ غَفْلَةٍ من أَهْلِها فَوَجَدَ فِيها رَجُلَيْنِ يَقْتَتِلانِ هذا من شِيعَتِه وَهذا من عَدُوِّه 28 : 15 ) * » [ 1 ] يعنى : و هنگام بىخبرى مردم به شهر درآمد و در آنجا دو مرد را ديده كه جنگ آزمايى مىكنند ، يكى از دشمنان او و ديگرى از پيروان او بود . آنگاه ابو مسلم برفت تا در قصر امارت مرو كه جايگاه عاملان خراسان بود جاى گرفت و اين نه روز رفته از جمادى الاول سال صد و سىام بود ، به روز پنجشنبه ، و مرو براى وى صافى شد . گويد : وقتى ابو مسلم وارد حصار مرو شد ابو منصور طلحة بن رزيق را بگفت كه از سپاهيان ، بخصوص از هاشميان بيعت بگيرد . ابو منصور مردى فصيح و بزرگمنش و زبان آور بود . از حجتهاى هاشميان و مشكلات كارشان اطلاع داشت و يكى از نقيبان دوازده گانه بود . نقيبان دوازده گانه آنها بودند كه محمد بن على از ميان هفتاد كس انتخابشان كرده بود . وقتى به سال صد و سوم يا صد و چهارم فرستادهء خويش را به خراسان روانه كرده بود گفته بود به سوى شخص مورد رضايت دعوت
--> [ 1 ] سوره قصص : آيه 14